پیشینه تحقیق
خانم مريم ايماني در پروژه کارشناسي خود با موضوع: آموزش مهارتهاي اجتماعي به کودکان جهت اخذ مدرک کارشناسي آموزش ابتدائي از مرکز آموزش عالي فرهنگيان مشهد زيرنظر استاد راهنما آقاي دکتر منفردي درسال تحصيلي
1382- 1381به نتايج زير دست پيدا کرده است:
نتیجه:
الف- مهارتهای اجتاعی در معلم باعث بهبود روابط اجتماعی در کودکان می شود. و می توان نتیجه گرفت با توجه به اهمیتی که معلمین در نزد فراگیران دارند کلیه رفتار واعمال آنها متاثر از رفتار واعمال معلمان است.
ب- ارتباط متقابل همسالان باعث رشد اجتماعی کودکان می شود وهمسالان به عنوان سرمشق می توانند بر رفتار کودکان اثر گذارند.
ج- بازی های گروهی ودسته جمعی باث رشد مهارت های اجتماعی کودکان می شود. بازی باعث رشد جنبه اجتماعی شخصیت کودک می شود وکودک در خلال بازی گروهی مفاهیم اجتماعی مانند نوبت گرفتن، احترام به حقوق دیگران و.... رافرامی گیرند.
د- رسانه های گروهی باعث رشد مهارتهای اجتماعی در کودکان می شود. تاثیر آن در تحقیقات 41/. عنوان شده است.
ن- برخوردار بودن والدین از مهارت های اجتماعی باعث تقویت مهارت های اجتماعی در کودکان می شود. وباتوجه به اینکه 80/. ازمعلمان اعتقاددارندتاثیربرخورداری والدین از مهارتهای اجتماعی بررشد مهارتهای اجتماعی کودکان وسلامت روانی وعاطفی آنها نقش اساسی دارد.
2- آقايان محمد رضا پرچمی عراقی ومحمد حسن دولتی درسال 1377 به منظور اخذ درجه کارشناسي رشته آموزش ابتدائی ازدانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد به بررسی میزان اجتماع پذیری بین همسالان پسر چهارده دبستان ورابطه آن با خصوصیات شخصیتی آنها پايان نامه خود رازير نظر دکتر غلامرضا خوئی نژاد به اين موضوع اختصاص داده وبه نتايج زير دست يافتند:
هدف کلی از این پژوهش تعیین میزان اجتماع پذیری(محبوب ومطرودبودن)پسران بر اساس گروه سنجی وچگونگی ارتباط آن با خصوصیات شخصیتی آنها(درون وبرون گرائی، نوروتیک وپرخاشگری)است.
نتیجه گیری: الف- برطبق پژوهش انجام شده بین میزان وجهه اجتماعی دانش آموزان وخصوصیات شخصیتی آنها از نظر درونگرایی وبرونگرایی رابطه
معنی داری وجود دارد.
ب- همچنین بین میزان وجهه اجتماعی دانش آموزوخصوصیات شخصیتی آنها از نظر نوروز وعدم نوروز رابطه معنی داری وجود ندارد.
ج- بین میزان وجهه اجتماعی دانش آموزان وخصوصیات شخصیتی آنها از نظر پرخاشگری وعدم پرخاشگری رابطه معنی داری وجود دارد.
3- در مقاله اي درمجله ي علمي پژوهشي اصول بهداشت رواني در تابستان 1388، سال يازدهم، شماره 2پياپي(42) ص 148- 141 که توسط دکتر يوسف شاهي و دهمکارانش به بررسي تاثير سطح تحصيلات والدين بر مهارتهاي اجتماعي و مشکلات رفتاري دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون پرداخته شده است يافته هاي زير بدست آمده است:
روش کار: پژوهش حاضر از نوع گذشته نگر بوده وجامعه ي آماري آن را 129 دانش آموز 7 تا 12 ساله ي مدارس استثنايي شهر تهران مبتلا به- نشانگان داون در سال تحصيلي 86- 85و والدين شان تشکيل دادند.
اين دانش آموزان به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي از مناطق آموزش و پرورش استثنايي شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب شهر تهران انتخاب شدند و سپس پرسشنامه در اختيار والدين آن ها قرار گرفت.
جهت تحليل داده ها از واريانس تک متغيره استفاده شد.
يافته ها: نتايج اين پژوهش نشان داد که بين سطح تحصيلات مادر و ميزان مهارتهاي اجتماعي دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون تفاوت معني داري وجود دارد(P<0/001)در حالي که بين سطح تحصيلات پدر و مهارتهاي اجتماعي اين دانش آموزان تفاوت معني داري مشاهده نشد. (P=0/06)
هم چنين بين سطح تحصيلات والدين و مشکلات رفتاري دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون با مقدار احتمال(P=0/46)براي مادران ومقدار احتمال (P=0/52)براي پدران تفاوت معني داري مشاهده نگرديد.
نتيجه گيري: از يافته هاي به دست آمده مي توان نتيجه گيري کرد که بين سطح تحصيلات مادران و ميزان مهارتهاي اجتماعي دانش آموزان مبتلا به نشانگانداون رابطه ي مستقيم و مثبتي وجود دارد.
بررسی رابطه سازگاری اجتماعی کودکان با پیشرفت تحصیلی آنان که در سال 78- 1377 توسط عبدالله مشهدی انجام گرفته نتایج ذیل را بیان نموده است.
الف – مهمترین عوامل انسانی که در رشد اجتماعی کودکان نقش عمده ای را ایفا می کند عبارتند از محیط خانواده، مدرسه، همسالان و اجتماع که خانواده مهمترین و اولین عامل تربیت اجتماعی و جامعه پذیری فرد محسوب می شود. بعد از خانواده معلمان و مدیران و همسالان الگو و نمونه خوبی برای رشد و تربیت کودک به شمار می روند.
ب – ویژگی های رشد اجتماعی: استقلال، پذیرش مسئولیت، آینده نگری، میانه روی و امید واری و خوش بینی
2) تحقیقی تحت عنوان رابطه بین میزان پذیرش اجتماعی با میزان هوش در کودکان پسر مقطع ابتدایی کلاس چهارم در شهرستان تربت جام توسط حمید تیموری و رضا خدادادی در سال 1375 انجام گرفته نتایج ذیل حاصل گردیده است.
الف- بین میزان هوش فرد با میزان مقبولیت اجتماعی رابطه ای معنی دار وجود دارد و هر چه فرد از هوش بیشتری برخوردار باشد می تواند مقبول تر باشد. زیرا او با شرایط محیط سازگاری بهتری ایجاد کرده است.
ب – از موارد کاربرد پژوهش: کمک به پذیرش اجتماعی و ارتقاء سطح تحصیلات آن ها، به کار گیری موثر در جهت رفع مشکلات اجتماعی و نارسایی های هوش دانش آموزان، به کار گیری بهتریتن و کاملترین شیوه برای پذیرش اجتماعی بهتر.
یافته های علمی
ارتباط جتماعی:
ارتباط عبارتند از فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتار های انسانی از یک شخص به شخص دیگر. به طور کلی هر فرد برای ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود با ایشان برنامه ریزی می کند و در این رهگذر از وسایل مختلف بهره
می جوید (مایر و همکاران، 1373، ص 5)
ارتباط و سازگاری اجتماعی به عنوان نشانه سلامت روان، از مباحثی است که جامعه شناسان، روان شناسان، روانکاوان و به ویژه مربیان در دهه های اخیر توجه خاص به آن مبذول داشته و بیش از آن که روان شناسی و روانکاوی در دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش پردازد و بیش از آن که بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباطات اجتماعی شناخته شود اغلب ناسازگاری ها و رفتارهای غیر اجتماعی و ضد اجتماعی به علت های نا معلوم نسبت داده می شد و به جای هر نوع درمان و کمکی به بیماران صرفا از راه مجازات های غیر عادلانه ظلمی بر او روا می داشتند. این روش نه تنها از بیماری های اجتماعی نمی کاست بلکه افراد مبتلا را به ورطه ی هولناک سوق می داد. (همان)
انسان هر چه قدر در در برقراری ارتباط و سازگاری اجتماعی موفق تر باشد به رشد و تعالی در خور شایسته مقام خویش خواهد رسید که این همان تعلیم تربیت است و بزرگترین مانع این موفقیت عدم درک متقابل و سوء تفاهم بین افراد می باشد. به طور کلی در تمام ارتباطات انسانی از قبیل روابط ملت و دولت، رئیس و مرئوس، استاد و شاگرد همواره موضوع فهم وتفاهم مشکل بزرگی بوده است به طوری که بعضی قرن بیستم را قرن سوء تفاهم می نامند. اهل شناخت نیز می دانند که سوء تفاهم، بد فهمی و کج فهمی چه اثرات خانه بر اندازی در محیط خانوادگی و کاری دارد. (گینات، 1369، ص5)
مهارت های اجتماعی:
مهارت هایی اند که نوجوانان را برای تعامل با سایر افراد اجتماع آماده می کنند و از آن جایی که یکی از مهمترین اهداف مورد توجه مسئولان و برنامه ریزان آموزشی کشور رشد و شکوفایی استعدادهای کودکان از طریق برنامه های آموزشی و پرورشی می باشد. و نیز آینده ی کشور در گرو موفقیت های آنان در امر تعلیم و تربیت می باشد و با توجه به این که سازگاری اجتماعی کودکان و نوجوانان در رابطه با تعلیم تربیت بسیار مهم می باشد روابط سالم و درست بین کودک و محیط او شامل هم سالان، معلم و خانواده و... می باشد. از طرفی زندگی آدمی در نیم قرن اخیر همواره با رشد سریع جمعیت و تغییرات سریع اجتماعی و رفتاری و صنعتی تحولات عظیمی یافته و به نظر می رسد که شمار بزرگی از کودکان و نوجوانان دچار مشکلات سازگاری اجتماعی و رفتاری و عاطفی هستند ضرورت برنامه ریزی مربوط به پرورش مهارت های اجتماعی بیشتر آشکار می شود و بر والدین و معلمان است که آگاهی لازم از اینمهارت ها بدست آورند. اجتماعی کردن صحیح کودکان به عنوان یکی از اهداف مهم تعلیم و تربیت چنین ضرورتی را بیشتر را آشکار می کند. (مولوی، 1388، ص322)
از جمله رفتارهای اجتماعی سازگاری کلامی و همدلی کردن، سلام کردن، دوست یابی و... است ونوجوانانی که بیشترین مشکلات ارتباطی را دارند آن هایی هستند که از سوی دوستان و همسالان طرد شده و نمی خواهند با دیگران همراه شوند و یا برای جلب توجه دست به هر کاری می زنند از اذیت و آزار کلامی گرفته تا جسمی و پرخاشگری و... که اگر چنانچه این حالت ادامه پیدا کند در بزرگسالی نیز مورد بی مهری و بی تفاوتی قرار گرفته و ناراحت و دلخور و غمگین خواهند بود، برای غلبه بر این حالات روحی و روانی دست به هر کاری زده حتی کارهای ناشایست و ناخوشایند و مواد مخدر. (همان)
مهارت های اجتماعی
مهارت های اجتماعی استعدادی است که باعث بروز رفتارهایی می شود که به صورت مثبت یا منفی تقویت می شود و نه رفتارهایی که مورد تنبیه واقع می شوند یا توسط دیگران خاموش می شوند این مهارت ها می توانند در روابط آدمی با دیگران نتایج مثبت و موفقیت امیزی به وجود اورند. اگر چه کسب مهارت های اجتماعی یکی از عناصر اساسی اجتماعی شدن آدمی در کلیه ی فرهنگ ها بوده است لیکن در دو سه دهه ی اخیر است که موردتوجه دانشمندان قرار گرفته است از میان تئوری های روان شناسی، نظریه ی یادگیری اجتماعی بیشتر به این مسئله پرداخته است. مهارت های اجتماعی شامل مهارت در تشخیص خصوصیات گروه، مهارت در ارتباط گیری با گروه، مهارت گوش دادن، مهارت همدردی، مهارت در ارتباط غیر کلامی، مهارت در تشخیص احساس های خویش، مهارت کنترل خویش است. این مهارت ها که در برخی از ویژگی های خود با یکدیگر وجوه مشترک دارند از جهات دیگر دارای عناصر مخصوص به خود هستند. (کارتلج، 1369، ص15)
عوامل تعیین کننده ی مهارت های اجتماعی را می توان اساسا شامل دو دسته شناختی و رفتاری دانست. منظور از عوامل شناختی مهارت های مربوط به حل مسئله و قدرت استنباط است. آن چه که به حل مسئله مربوط می شود مستلزم برخورد با مسئله، تشخیص مسئله، توجه به راه حل های متفاوت، انتخاب یکی از راه حل ها و ارزیابی از نتیجه کار است. هر چه آدمی بهتر بتواند به این مقتضیات پاسخ مثبت بدهد قدرت سازگاری و بهداشت اجتماعی او بهتر خواهد بود اما آن چه که به قدرت استنباط اجتماعی مربوط است به حوزه های دریافت شخصی و چگونگی رشد فرد در هر حوزه بستگی دارد. این حوزه ها عبارتند از:
دریافت از افراد، دوستی، همسالان و روابط والدین با فرزند. وضعیت رشد فرد در رابطه با هر یک از این حوزه ها از مراحل زیر می گذرد: دریافت از افراد به صورت اشیاء، آگاهی از مقصود دیگران، وقوف به آگاهی دیگران نسبت به مقصود خود شخص، آگاهی از خصوصیات ثابت و قابل پیش بینی شخصیت و وقوف بر انگیزه های ناآگاهانه. با چنین دریافتی از وضعیت مهارت های اجتماعی می توان چهارچوب برنامه ریزی برای رشد این مهارت ها در فرد را تعیین نمود. علاوه بر مهارت های فوق توانایی مقابله در برخورد با دیگران نیز، علی رغم ضرورت انعطاف پذیری و تطبیق خود با وضعیت، حائز اهمیت است و وجود آن در میان مهارت های اجتماعی لازم است و فرد باید به آن مجهز شود. (همان، ص16)
ویژگی های مهارت های اجتماعی
استقلال: یکی از نخستین نشانه های اجتماعی شدن است. استقلال یعنی توانایی انجام کار بدون کمک گرفتن از دیگران یعنی ما توانایی آن را داشته باشیم که گه گاهی هم تنها باشیم و از این تنهایی لذت ببریم یا برخی کارها را به تنهایی انجام دهیم این آزادی و استقلال نتیجه دو عامل است:
الف) احساس توانایی فرد در هدایت اعمالش یعنی عدم احتیاج به دیگران
ب) درک او از اعتمادی که دیگران در تقسیم کار به پیدا می کنند.
استقلال ویژگی مهمی است اما در عین حال زیاده روی در آن به نوعی عقب ماندگی می انجامد. ما در جامعه ای به سر می بریم که هر لحظه از زندگیمان عملا با دیگران و در ارتباط با آن ها می گذرد یک انسان رشد یافته ضمن استفاده از هم فکری و همکاری دیگران به استقلال خویش هم اهمیت می دهد و آن را حفظ می کند.
پذیرش مسئولیت
پذیرش مسئولیت باعث می شود فرد در موقعیت بالاتر قرار گیرد و وظایف سنگین تری را متعهد شود و این به افزایش تجربه و کارآیی او کمک می کند.
آینده نگری
ویژگی دیگر انسان اجتماعی آینده نگری است او درک می کند که تصمیمات امروزش ممکن است بر زندگی فرداها و سال های
آینده اش اثر گذار باشد. بنابر این هرچه را که به دست می آورد خرج نمی کند یکی از نشانه های عدم اجتماعی شدن خرج کردن بی رویه ی پول و برداشتی این گونه اززندگی است.
میانه روی
مشخصه اصلی بلوغ اجتماعی است که لذت ها و حتی کار خود را متعادل نگه می دارد و اگر هم برای او ممکن باشد بیشتر ساعات خود را صرف تفریح و لذت بردن بکند هرگز چنین کاری را نمی کند و ساعات معینی را برای آن کار در نظر می گیرد به طوری که به وظایف اصلی خود لطمه ای نزند و به تجدید قوا و تمدید اعصاب او کمک کند.
امیدواری و خوش بینی:
کسانی که شخصیت های محکم و استواری دارند و به رشد اجتماعی رسیده اند در مواقع شکست و ناکامی روحیه ی خود را نمی بازند و به کوشش خود ادامه می دهند و در صورت تکرار شکست فعالیت خود را از سر می گیرند و از پذیرش اجتماعی فرار نمی کنند.
(وانیز من 1983)
هدف های روانی واجتماعی مهارتها:
1- تقویت وجدان کاری وگسترش وعمق نظم پذیری در تمام ذمینه های زندگی
2- تقویت روحیه خودسازی، خوداتکایی، خدرهبری وافزایش توانمندی برای مبارزه با هواهای نفسانی وغلبه بر حسادت وخودخواهی
3- تقویت مهارتهای اجتماعی درقدرت سازگاری بادیگران
4- تقویت روحیه همکاری، همدلی، نوع دوستی، گذشت، فداکاری وهمزیستی
5- ایجادحس احترام به دیگران وتحمل عقاید دیگران
6- تقویت حس مسولیت پذیری دروظایف فردی واجتماعی
7- گسترش همیاری درسی وتحصیلی بهمنظور پیشرفت تحصیلی از طریق گروه های دانش آموزی(کریمی، 1375، ص58)
اهداف اجتماعی شدن
1- شخص باید آن مهارت های ضروری که برای زندگی در جامعه لازم است را فرا گیرد.
2- شخص باید بتواند رفع نیازهای بدنی خود را به شیوه های قابل قبول و مطابق با فرهنگ جامعه فرا گیرد.
3- شخص باید بتواند به صورت مؤثر ی با دیگران ارتباط برقرار کند و توانایی خواندن، نوشتن و سخن گفتن پیدا کند.
4- فرد باید ارزش ها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن خود متمرکز کرده و از آن ها بهره گیری کند.
5- آموزش قواعد و نظامات اساسی، از آداب و عادات رفتار روزمره گرفته تا روش های علمی.
6- فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فرد را مطابق هنجارهای اجتماعی تحت نظم و انظباط در می آورد و به او امید و آرزو می دهد.
7- فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواست ها، آرزوها و امید ها برای فرد هویت می آفریند
8- فراگرد جامعه پذیری، نقش های اجتماعی، نگرش ها، انتظارات و گرایش های مربوط به آن نقش ها را بر فرد می آموزد.
9- نقش های اجتماعی، آمال و آرزو ها، هویت ها و قواعد و نظامات رفتاری، روابط متقابل تنگاتنگی با یکدیگر دارند.
10- هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری آموختن مهارت هاست. فقط با اکتساب و یادگیری مهارت ها افراد می توانند در جامعه منشا اثر واقع شوند. (مایر وهمکاران، 1373، ص18)
مبانی تنظیم روابط اجتماعی
آن چه در جامعه ی انسانی نقش تعیین کننده و مهمی بر عهده دارد عبارتند از:
1- خانواده
2- مدرسه
3- گروه های دوستی و همسالان
4- محیط اجتماع شامل: رسانه های گروهی – مساجد و اجتماعات دینی – انجمن ها و گروه های محلی، ورزشی و هنری
خانواده
اولین و مهمترین عامل تربیت اجتماعی وجامعه پذیری فرد محسوب می شود در سال های اولیه عمر همه چیز را از دریچه دید خانواده می بیند امر و نهی والدین، تقلید و همانند سازی کودک از مهمترین راه های انتقال ارزشها، هنجار ها و سنت های جامعه به فرد است تا آن جا که عده ای نقش خانواده را در تربیت کودک به منزله ی وراثت ثانوی ارتقا داده اند یعنی اثری که خانواده در روان اجتماعی کردن کودک می گذارد اثری با پایداری و جاودانگی اثر وراثت بر جسم و روح کودک است. در روند اجتماعی کردن کودکان عوامل گوناگونی مؤثرند از آن میان مادر تاثیرات عمیق تری بر ذهن کودک دارد و پس از مادر، پدر و سایر اعضا ی خانواده بر کودک تاثیر گذارند.
در خانواده طرز سخن گفتن، جامه پوشیدن، غذا خوردن و مهربانی کردن با دیگران، شرکت در اجتماعات دینی، خشنودی از مراسم دینی و برخی از اساسی ترین اصول سلوک با مردم آموزش داده می شود.
مهارت های اجتماعی مهم در تقویت روابط خانواده
1- توجه به نظرات والدین و کمک به آنان
2- برخورد مناسب و عاطفی با اعضای خانواده و جلب رضایت آنان
3- مشارکت در بحث ها و گفتگوهای خانوادگی و اظهار نظر به جا
4- همکاری و همراهی در تمامی امورات و بیان نظرات خود
5- کمک خواستن از اعضای خانواده در هنگام بروز مشکل
6- راهنمایی کردن افراد کوچکتر و نادیده گرفتن اشتباهات آنان
7- استفاده از کلمات مؤدبانه مثل لطفا، متشکرم و... هنگام خواهش از اعضای خانواده
8- پرهیز از تندی و خشونت در صورت بروز مشکل و...
محیط مدرسه
بعد از خانواده دومین محیطی که کودک به آن پا می گذارد مدرسه است، محیط مدرسه با توجه به این که بزرگتر از خانواده است اولین رابطه های اجتماعی را با افراد غیر فامیل برای کودک فراهم می آورد. معلمان، مدیر و همکلاسی ها و کلیه کسانی که در محیط آموزشی مدرسه دست اندر کار هستند هر یک به نحوی در رشد اجتماعی کودکان اثر می گذارند.
یکی از کارکرد های عمومی آموزش و پرورش، اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان است یعنی فرد را برای زندگی در جامعه آماده کرده، آداب و رسوم، هنجارها، زبان و فرهنگ را به کودک می آموزد و مفاهیم عمده تربیت و رشد اجتماعی از جمله خود کفایی، ابراز وجود، استقلال، خود رهبری، رقابت، همکاری و دهها مؤلفه تربیتی دیگر که به نوعی شخصیت اجتماعی کودکان را شکل می دهد در دوران آموزشگاهی تحقق می پذیرد.
مدرسه در سیر اجتماعی کردن افراد دو وظیفه اساسی بر عهده دارد.
1- آموزش فکری وتعلیم بعضی از مهارت های مورد نیاز زندگی
2- تکمیل کار نهادهای دیگری که در اجتماعی ساختن افراد نقشی بر عهده دارند مثلا می دانیم که خانواده و همسالان هر یک آموزش هایی در باره ی همکاری با دیگران بر عهده دارند که ادامه آن در مدرسه تکمیل می گردد و از طرفی می تواند به کودک شرور تعلیم دهد که بدون آزار و اذیت دیگران از زندگی خود خرسند باشند.
|