پیوند ها

پر رنگ و پر بار نمودن نقش مدرسه را در بالا بردن سطح سلامت روان در دانش آموزان
تعداد صفحات: 22 صفحه
قیمت: 2500 تومان
مدل: PDF & Word (فایل بصورت ورد قابل ویرایش)
مختصری از متن اقدام پژوهی:
چکیده
سلامتي، مهمترين عامل پیشرفت و ضامن بقاي جامعه است. طراحي، تدبير و اجراي برنامه هاي توسعه در بعد بهداشتي، اعم از بهداشت جسمي و روان، پس از خانواده بايد در مدارس پايه ريزي گردد. چرا که در ايران کودکان از شش سالگي وارد مدرسه مي شوند و اکثر آن ها وقتي از مدرسه بيرون مي آيند که به بزرگسالي رسيده اند. بنابراين طبیعي است که انتظار داشته باشيم، اين مدت طولاني بر تک تک آن ها اثر عميق گذاشته باشد. بنابراين با توجه به طولاني بودن دوران تحصيل و باتوجه به حساس بودن کودکي و نوجواني بايد انتظار داشت که مدرسه بتواند در تضمين بهداشت رواني دانش آموزان يا ايجاد دشواري هاي رفتاري براي آنان نقش مهمي داشته باشد. اینجانب زهرا موحدی در پژوهش حاضر سعي بر اين داشته ام تا عوامل تأثير گذار بر بهداشت رواني در مدارس همچون؛ محيط فيزيک مدرسه، نقش معلمان و نقش بهداشت رواني مسؤولين مدرسه در ارتقاي سطح بهداشت روان دانش آموزان، همچنين ويژگي هاي افراد سالم از نظر رواني و نشانه هاي هشدار دهنده براي ضعف رواني که در افراد مي توان مشاهده کرد و در پي آن کمکهايي که معلمان و معاونین در ايجاد سلامت روان دانش آموزان مي توانند داشته باشندو مواردي از اين دست را مورد بررسي قرار داده ام. باشد که با استفاده از نتايج اين پژوهش بتوانم به ياري خداوند متعال ياري رسان معلمان و دانش آموزان اين مرز و بوم باشم.
فهرست
یکی از مکانهایی که فعالیت بهداشت روان در آنجا میتواند مفید باشد، مدارس است. مدارس با در بر گرفتن بخش عظیمی از جمعیت آینده ساز جامعه، به عنوان یک مرکز فرهنگی، اجتماعی مهم در جامعه مطرح میباشد. در عصر ما هدف از مدرسه رفتن صرفا انباشتن مطالب در ذهن نیست، بلکه پروش همه جانبه شخصیت دانشآموز میباشد. در این میان عوامل آموزشی مهمترین و موثرترین افراد در هر موسسه تربیتی است. آنها مرجع واقعیت برای کودک و نوجوان هستند، بنابراین به دلیل اهمیت آنها، بویژه در نظر دانشآموزان، از آنها انتظار میرود که با شناخت دقیق دانشآموز و کشف مشکلات آنها، موقعیتهای آموزشی را به گونهای ترتیب دهند که احساس رضایتمندی را در دانشآموزان به وجود بیاورند. از آنجایی که کشور ما یکی از جوانترین جوامع دنیاست و در آن بیش از ۲۰ میلیون کودک و نوجوان زندگی میکنند و بخش عظیمی از این جمعیت کثیر در مدارس ابتدایی تحصیل میکنند، لذا میتوان گفت که بهترین موقعیتی که میشود با آنها ارتباط منسجم و منظمی برقرار کرد، از طریق دستگاه تعلیم و تربیت است (محمدرضا شرفی، ۱۳۷۲.)
تامین بهداشت و سلامت روحی و اخلاقی کودکان و نوجوانان که قریب یک سوم جمعیت کل کشور را تشکیل میدهند، یکی از وظایف اساسی دستاندرکاران مسائل تربیتی و بهداشتی است و با توجه به نتایجی که عدم ارضای نیازهای کودکان و نوجوانان به بار میآورد و با عنایت به این امر که پیشگیری همیشه ارزانتر و آسانتر از درمان است. دستاندرکاران امور فرهنگی کشورمان خصوصا معلمان به دلیل ارتباطات گسترده با اقشار کودکان و نوجوانان جامعه، میتوانند از یک سو موجبات پیشگیری از مشکلات و اختلالات و نابسامانیهای روانی کودکان و نوجوانان را فراهم آورند و از سوی دیگر، مراتب رشد و شکوفایی استعدادهای آنان را هر چه بیشتر مهیا سازند.
این سوال مطرح است که حمایت معلمان و سایر عوامل آموزشی از دانشآموزان تا چه حد است و تا چه حدی به نیازهای روانی- اجتماعی دانشآموزان توجه دارند و جایگاه آنها در تامین بهداشت روانی کودکان و نوجوانان کجاست؟ حل مشکلات تربیتی از عهده یک نفر و حتی یک سازمان به تنهایی انتظار نمیرود. به جهت آنکه یک فرد خاص آن مشکل را به وجود نیاورده است. پس هماهنگی نهادهای تربیتی امری الزامی است (محمدرضا شرفی، ۱۳۶۸.)
والدین در ارضای نیازهای روانی- اجتماعی کودکان و نوجوانان نقش کلیدی دارند، خانواده در دو زمینه مشخص باید فعالیت نماید، اول ارضای نیازهای بدنی و مادی کودکان و نوجوانان و دوم ارضای نیازهای روانی آنها، چگونگی پاسخگویی خانواده به این گونه نیازها، بنیان شخصیتی فرد را بنا میکند (همان منبع.)
خانواده به لحاظ پایگاه عاطفی که دارد، باید کودک و نوجوان را در پناه خود بگیرد و تجربیات و آمادگیهای لازم را برای او تامین نماید. اگر والدین با فنون تربیت کودک آشنا گردند و نیازهای کودکانشان را بشناسند، اولا انتظاراتشان از کودکان در حد معقول خواهد بود، ثانیا نقش خود را به عنوان پدر یا مادر، بهتر درک و ابقا خواهند نمود، ثالثا در ایجاد رابطه با فرزندان موفقتر خواهند بود (عبدالله شفیع آبادی، ۱۳۶۸.)
اغلب والدین از منفیگرایی فرزندان خود، رنج میبرند و آن را یک حادثه بزرگ و صرفا مرتبط با خود تلقی میکنند، حال آنکه به اقتضای سن بلوغ، بیشتر این امور طبیعی، مرحلهای، گذرا و موقت است. لذا با شناخت ابعاد روحی کودک یا نوجوان، از ایجاد فضایی با ابرهای سنگین و تیره بر روابط او و دیگران، جلوگیری نموده واقع بینی، جایگزین بد بینی شده و حسن تفاهم به جای سوء تفاهم بر این روابط حاکم میشود (محمدرضا شرفی، ۱۳۷۲.)
نقش والدین در ارضای نیازهای روانی- اجتماعی کودکان و نوجوانان، نقشی بارز و مهم است ولی لازم است که ذکر شود در حقیقت کودکان و نوجوانان مدت زیادی از وقت خود را در مدرسه صرف میکنند و به تحصیل مشغول میباشند لذا، دومین پایگاه اصلی برای ارضای نیازهای روانی- اجتماعی آنها، مدرسه است. مدرسه علاوه بر نقش آموزشی، نقش تربیتی و پرورشی نیز دارد و به عنوان یک نهاد پرورشی میتواند کاستیهای بهداشت روان آنها را جبران کرده و آنها را در مسیر جاده سلامتی از نظر روان و ثبات شخصیتی سوق بدهد. امروزه بیشتر روانشناسان تربیتی معتقدند که کارکنان مدرسه در سلامت روان دانشآموزان دارای نقش حساسی هستند. این مطلب مبتنی بر این فرض است که جوامع هرگز به اندازه و تعداد کافی دارای متخصصان سلامت روان نخواهند شد تا برای کمک به جمعیت روز افزونی که نیاز به خدمات دارند، تکافو کند، بنابراین باید تاکید وتوجه را روی کوششهایی در جهت پیشگیری از عدم سلامت روان قرار داد. (شکوه نوابینژاد، ۱۳۶۷.)
مدرسه به منزله پلی است که دانش آموز را با جامعه مربوط میکند. مدرسه میتواند از دانش آموز، فردی موثر، فعال و مفید به حال جامعه تربیت کند. در این صورت ما مرهون مدرسه و نظام تعلیم و تربیت موفقی خواهیم بود که توانسته باشد در امر پرورش نیروی انسانی، به موقع و صحیح اقدام نماید. مدارس ترمیم کننده شخصیت دانش آموز خود باخته و احیا کننده جانهای آنها هستند، لکن با درایت و تدابیری که مسئولان مدارس وجهه همت خود ساختهاند، میتوان شخصیت آنان را پرورش داد. (محمدرضا شرفی، ۱۳۷۲.)
رضایت خاطر دانشآموز وقتی تامین میشود که بداند او در مدرسه و کلاس خود میتواند رغبتها و نیازهایش را کشف و ارضا کند و آنها را به طرز مطلوب، رشد و گسترش دهد. مدرسه همواره باید در نظر داشته باشد که دانش آموز، نیازهای اجتماعی و تفریحی مشروعی دارد که باید ارضا شوند، وگرنه به ضررش تمام میشود و اگر مدرسه از کمک به ارضای این نیازها کوتاهی و غفلت کند، تمام وظایفش را انجام نداده است و مقصر به شمار میرود. (علیاکبر شعارینژاد، ۱۳۷۱.)
محیط مدرسه به لحاظ ویژگیها و هدفهای خود از حساسیت خاصی برخوردار است، چرا که به لحاظ مدت زمانی که کودک و نوجوان، اوقات مفید خود را در آن به سر میبرند، اهمیت داشته و در این مورد، اولین محیط بعد از خانه محسوب میشود. (علی میرزا بیگی، ۱۳۷۱.)
شایان ذکر است که فقط در ارتباطات کلامی نمیتوان به دانش آموز شخصیت داد و آن را در حد شعار خلاصه نمود، بلکه در مسئولیت سپاری، شرکت دادن دانش آموز ان در فعالیتهای فوق برنامه مدرسه، فعال نمودن آنان در زمینههای ورزشی، برگزاری جلسات بحث و گفتگو و نظرخواهی از آنان در اموری که مربوط به خود نوجوانان است، گامهایی هستند که به طور واقعبینانه، به گسترش شخصیت آنان و جذب نیروهای خلاقشان در اداره جامعه منجر میگردد. قطعا اگر دانش آموزان در برخی از تصمیمگیریهای مدرسه، شرکت داشته و نظر خود را بیان نمایند، در مسئولیتهای ناشی از آن و نیز توسعه وجدان اجتماعی آنان، بسیار نقش خواهد داشت. (علیاکبر شعارینژاد، ۱۳۷۱.)
مدرسه نقش سازنده و انکار ناپذیر در تکوین شخصیت و رشد تن و روان کودک و نوجوان دارد و به جرات میتوان گفت که پیشرفتهترین ملتها، دارای بهترین و عالیترین مدارس میباشند. (محمدپارسا، ۱۳۶۸)
آموزش و پرورش صحیح، مستلزم شناخت و توجه مناسب به نیازها و انگیزههای فراگیر بوده و رشد و شکوفایی استعدادها و تربیت عاطفی، عقلانی، اخلاقی و الهی، ارتباط عمیقی با نحوه شناخت و پاسخگویی به نیازهای روانی دارد.
پاسخ به نیازهای روانی، علاوه بر تامین بهداشت روانی، وسیلهای مناسب جهت پیشبرد اهداف آموزشی و تربیتی و رشد شخصیت فراگیر میباشد. چرا که توجه به انگیزههای اساسی فراگیران و تنظیم برنامه درسی و آموزشی هماهنگ با آن، موجب موفقیت بیشتر در امر آموزش خواهد شد. از اینرو ضمن توجه به موارد فوقالذکر، جهت ارضای نیازهای روانی لازم است معلم و سایر عوامل از برخوردهایی توام با تفاهم و احترام و محبت سود جویند. انتظارآنها از پیشرفت دانشآموزان، هماهنگ با ویژگیهای سنی و فردی آنان باشد و در این زمینه، فعالیتهای مورد علاقه فراگیران، به تدریج از هدفهای ساده به پیچیدهتر هدایت شود. چنان که امکان موفقیت دانشآموزان در انجام فعالیتهای مورد نظر و ابراز خود به شیوههای طبیعی ممکن باشد، به تقویت اساس ارزشمندی (عزت نفس) و اعتماد به نفس آنان منجر میگردد. (علی میرزابیگی، ۱۳۷۱.)
بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. همچنان که از جسم خود مراقبت می کنیم روح خود را نیز باید مقاومت تر کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم تر از «بودن یا نبودن» است. ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی ها و کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم و اساسی بهداشت روانی است. جوامع مختلف سعی می کنند تا سیاست های مربوط به بهداشت روانی را سازماندهی کنند. اصل کلی در این تلاش، سالم سازی محیط فردی و اجتماعی است که افراد جامعه را در بر می گیرد. این نگرش حکم می کند که خانواده ها بیش از پیش با بهداشت روانی خانواده و چگونگی پیشگیری و درمان بیماری های روانی آشنا شوند.
اینجانب …... آموزشگاه … شهرستان … هستم بنده دارای …. سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش می باشم. در سال تحصیلی اخیر با توجه به اینکه سطح سلامت روانی دانش آموزانم برایم خیلی اهمیت داشت تصمیم گرفتم با اجرای یک پژوهش در قالب اقدام پژوهی تاثیر مدرسه را بر روی این موضوع بررسی نموده و از طریق راهکار های مختلف و جذاب فاکتور هایی را که بر روی این قضیه تاثیر دارند را مورد پژوهش قرار دهم.
تغييرات ناگهاني و گسترده اي که در جنبه هاي جسماني، رواني و اجتماعي زندگي دانش آموز ايجاد مي شود مرحله اي بحراني را ايجاد مي کند که طبعاً مشکلات و ناسازگاري هايي را به همراه خواهد داشت.
بنابراين با توجه به اهميت دوران کودکی و نوجواني، شناخت اصولي و علمي اين مرحله، جهت پيشگيري از نابه هنجاري ها و مشکلات ناشي از اين بحران از طريق ارائه اطلاعات و آگاهي لازم به آنان و کسب مهارتهاي مورد نياز جهت مقابله با مشکلات ناشي از اين تغييرات توسط آنان امري بسيار حساس و مهم تلقي مي شود. يکي از برنامه هاي پيشگيرانه در اين زمينه که در سطح جهان مورد توجه است آموزش بالا بردن سطح بهداشت روان مي باشد. تاثير اين آموزش در زمينه هاي گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است که به نتايج مثبتي نيز دست يافته اند. کاملاً واضح است که اگر اهداف فوق ميسر شوند راهي روشن و هموار جهت انتقال از دوره کودکی به نوجوانی که مرحله شکوفايي توانايي استعدادها و انديشه هاي نو مي باشد، فراهم مي گردد. اين امر موجبات تکامل فردي و اجتماعي تک تک افراد جامعه را فراهم مي سازد که در نهايت به پيشرفت جامعه در ابعاد گوناگون منتج مي شود.
مدرسه و محیطهای آموزشی کانون توجه صاحبنظران سلامت روان هستند. از این رو که این محیط با گروههای سنی که به عنوان گروههای حساس شناخته میشوند سروکار دارند. علاوه بر اینکه سنین دبستان به عنوان سنینی شناخته میشود که پایه ریزی شخصیت افراد در بزرگسالی در این سنین روی میدهد. مساله قابل توجه این است که این دسته از گروههای سنی بیشتر اوقات خود را در این مدارس و محیطها میگذرانند و روشن است که فضای این موقعیتها تاثیرات مهمی بر سلامت افراد در بزرگسالی دارد. بر این اساس صاحبنظران مسائل روانی در کنار توصیه به خانوادهها در جهت شناخت عوامل موثر در بهداشت روانی و تامین آن، مراکز آموزشی و مدارس توجه خود قرار میدهند و ایجاد آشنایی و رعایت این عوامل را در مدارس اکیدا توصیه میکنند.
رسیدن به اهداف آموزشی که مدارس به عنوان اهداف اساسی خود به آنها توجه دارند مستلزم تامین بهداشت روانی دانش آموزان است. تحقیقات متعدد نشان میدهد که سلامت روانی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنها رابطه دارد. و دانش آموزانی که به نحوی از مشکلات روانی یا از فقدان بهداشت روانی مناسب رنج میبرند اغلب با افت تحصیلی مواجه هستند. بنابراین ضروری به نظر میرسد جهت تامین شرایط مناسب برای نیل به اهداف آموزشی، تربیتی و تضمین سلامت افراد در جامعه در سنین مختلف اعمال شیوههای مناسب جهت تامین بهداشت روانی در مدارس مدنظر قرار گیرد.
برچسب های مهم